شعر در مقام مادر

ابر رحمت در وجود جسم و جان مادر است
جایگاه جنت و حق آستان مادر است

تار و پود آن بهشتی را که توصیفش نمود
حاصل رنج و تلاش بی امان مادر است

روز و شب بالینم از دامان مادر گرم بود
آن صبوری و تحمل در توان مادر است

گوهر پاکی که او تا انتها ترسیم کرد
وان همه مهر و محبت ها نشان مادر است

تا نشد مادر کسی آگه نشد از مادری
علم و عقل و هستی ما ارمغان مادر است

گفتم ای مادر تو گفتی رمز و راز زندگی
گفت این سر در کلام مهربان مادر است

جز تو کس لایق نشد بر آن مقام سروری
آنچه استاد ازل گويد بیان مادر است

هر که دارد قبله ی دوم چو مادر پیش روی
جلوه گاه سجده گاهش آشیان مادر است

یادم آید رنج و زحمت های جان فرسای او
خاطراتی را که دارم یادمان مادر است

قصه ی شیرین زبانی های خود را گفت و رفت
باورم شد هستی عالم از آن مادر است

" مبشر " فرزند صالح کیمیای رحمت است
فوز این رحمت دعایی بر زبان مادر است

شاعر:
#محمد_مبشری


موضوعات مرتبط: شعرفراق مادرفارسی
برچسب‌ها: شعرفارسی_شعرمقام مادر_اشعارمجالس ترحیم

تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۴ | 11:52 | نویسنده : هواداران کربلایی وحیدشریفی |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.